شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )

74

سفرنامه منظوم حج ( فارسى )

شدى بعد از ده و دو فرسخ اعيان « 1 » * حباب چشم‌ها الوان الوان روان گرديد هر كس سوى خرگاه * برآسودند آنجا تا سحرگاه دگر پاشا به پشت زين برآمد * بدان رسم و بدان آيين برآمد ز روى مردى آن مرد هنرور * روان شد جانب منزل چو صرصر ز بعد چارده فرسخ قديدا * شدى از دامن صحرا هويدا ز رنج راه در آنجا برآسود * همان در نيمهء شب كوچ بنمود روان گرديد بر وادى عسفان * ز بعد هفت فرسخ گشت اعيان « 2 » عنان را تافت تا منزلگه خويش * برآسود آن زمان در خرگه خويش چو ثلثى رفت از شب آن يگانه * برون آمد ز خرگه شد روانه چنان رفت اشهب صرصرتك او * كه بردى گوى از ميدان آهو چو ده فرسخ دويد اندر بيابان * شد آن‌گه وادى فاطمه نمايان رسيدند آن زمان آن دشتْ پويان * به سوى آن مكان لبيك گويان ز هر سو خيمه‌ها برپا نمودند * در آنجا تا به شب مأوا نمودند كجا آن رهروان از شوق فردا * گرفتندى به جاى خويش مأوا چو نيمى رفت از شب حاج و پاشا * كشيدند رخت را بر روى صحرا [ كنارسنگستان كعبه ] شده آخر شب هجران جانان * ز وصل يار روشن گشته چشمان همه شسته ز دل وسواس شيطان * برون كرده ز سينه مهر ياران به سنگستان كعبه رو نهادند * غم و اندوه را يك سو نهادند ز بعد چار فرسخ پنجم ماه * نمايان گشت چون مه كعبة اللَّه

--> ( 1 ) . در اصل : ايان . در مورد ديگر اعيان به كار رفته است . ( 2 ) . نظير مورد قبل ، در اصل ايان آمده است .